لوگوي سايت


بزرگترين معلم روح زايي
مسابقه مسابقه عضويت در سايت
شناسه
کلمه عبور
نشریه الکترونیکی کتاب الکترونیکی
اخبار مکتوم

يك گزارش زنده و مستند

گزارش زير توسط گروه تحقيق و مستند سازي ياسين تهيه شده و در آخرين لحظات بيرون آمدن نشرية علوم باطني، در اختيار ما قرار گرفته است. بديهي است كه هرگونه توضيح در اينباره و پاسخگويي به سؤالات احتمالي به عهدة تهيه‏كنندگان آن است همانطور كه حقوق اين متن متعلق به گروه تحقيق و مستند سازي ياسين مي‏باشد. به دليل آنكه اين متن در زمان صحافي نشريه به دست ما رسيد، مجبور شديم آن را بدون شماره صفحه، در وسط نشريه قرار دهيم. ضمناً از آنجا كه گمانمان اين بود كه تبليغ افراد، حتي اگر درست و به حق باشد، كار بي‏خطري نيست و ممكن است حيات علوم باطني را به خطر اندازد، با حذف نام فرد ذكر شده در گزارش و با حذف قسمتهاي زيادي از متن آن، بالاخره بخش‏هايي از متن گزارش را در نشريه علوم باطني آورديم. آنقدر از اين گزارش ارسالي حذف كرديم كه در گويا بودن متن آن به شك افتاديم. بدينوسيله از خوانندگان عزيز و گروه تحقيق و مستند سازي ياسين، به دليل سخت‏گيري بجا يا بيجايمان عذرخواهي مي‏كنيم. خيلي دلمان مي‏خواست بگوييم مأموريم و معذوريم اما مي‏گوييم مسئوليم و معذوريم. نكته‌اي كه بايد به آن توجه شود پيامي است كه اين فرد و افرادي مانند او همواره داشته اند. مهمترين درسهايي كه از اين فرد وجود دارد درباره ارتباط با خداوند،  تسليم الهي، عشق الهي، خدمت به خدا و ذكر نام خداوند است و يكي از بارزترين اين درسها عمل كردن به اصل لا اله الا الله در زندگي است. از نظر او كامل‌ترين و عميق‌ترين درسهاي علوم باطني در اعماق آيات قرآن نهفته شده است. قابل ذكر است كه اسناد و شواهد مربوط به اين گزارش، از طرف گروه تحقيق و مستند سازي ياسين، در اختيار نشريه علوم باطني قرار دارد و در صورت ضرورت، عين اسناد مربوطه از طريق نشريه در اختيار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

   ميترا صالح‏زاده- سردبير نشرية علوم باطني

  يك گزارش زنده و مستند

 به مناسبت سالگرد زلزله بزرگ بم و نيز تقارن زماني آن با زلزله مهيب جنوب شرقي آسيا، مناسب ديديم گزارش مستندي را كه توسط شاهدان متعددي بيان شده است، بياوريم. اين گزارش درباره يكي از اساتيد بزرگ علوم باطني و به روايت‏هايي قطب علوم باطني است. اخبار بسياري از اقتدارات اين فرد، گزارش شده است و درباره اعمال خارق العاده و حيرت‏انگيز او در بعضي از كتب، مشاهدات و گزارش‏هايي آورده شده كه بعنوان مثال مي‏توان به ضمايم كتب دايرة المعارف شفا (سي و دو روش درماني نامتعارف) و پديده‏هاي انرژي‏زايي و رديابي نشانه‏هاي روح‏زايي اشاره كرد اما در آنجا هم اسمي از اين فرد نيامده است. بعضي از اين گزارش‏هاي مستند كه توسط شاهدان مختلفي ارائه شده است، حكايت از قدرت تغييردهنده و تعيين‏كننده كلام او دارد و گواه بسيار روشني بر اين واقعيت است كه دعاي او فيالحال مستجاب است و كلام او اتفاق مي‏افتد و آنچه بگويد واقع مي‏شود. هزاران تجربه و واقعه، اثبات‏كننده اين حقيقت‏ بوده‌اند. بعضي از تجربه‏ها از شفاي بيماري‏هاي لاعلاج مي‏گويند، اگرچه معدوداند. گزارش‏هاي ديگري از ايجاد آتش و باد و باران مي‏گويند كه به واسطه چند كلمه در لحظه پديدار شده است. بارها اين موضوع به اثبات و عينيت رسيده است كه او بر جمعيت عظيمي از ارواح تسلط و فرمان دارد و اكثر كارگزاران او، از اين سنخ‏اند. او درباره بعضي از وقايع كوچك و بزرگ خبرهاي دقيقي را به بعضي از اطرافيان خود داده است كه بسياري از اين وقايع اتفاق افتاده‏اند و چگونگي وقوع آنها، دقت بالاي اين اخبار و نشانه‏ها را تأييد كرده است. با اينحال تا اين زمان او درباره هيچ يك از اخبار مرتبط با خود اظهار نظر نكرده و درباره خود هيچ ادعايي نداشته است. در اينجا ما به يكي از اين وقايع مستند كه در ارتباط با زلزله ويرانگر بم و زلزله بزرگ جنوب شرقي آسيا است، اشاره مي‏كنيم.

                                                           

 شب قبل از زلزله بزرگ و فاجعه وحشت‏انگيز بم كه به كشته شدن بيش از سي هزار نفر از مردم و زخمي و آواره و بي‏خانمان شدن دهها هزار نفر منجر شد و شهر تاريخي بم را به كلي ويران كرد، او طي ملاقاتي كه حاضران آن حدود دويست نفر بودند، به چند نكته اشاره كرد كه در ارتباط با موضوع زلزله بود. از جمله: «خداوندي كه در يك لحظه هزاران نفر را نابود كرده است [اشاره به وقايعي از زمانهاي كهن] (1) همان خداونديست كه بي‏نهايت بخشنده و مهربان است. اين همان خدايي است كه تمام يك قوم را در يك آن نابود كرده است... در نظر خداوند، مرگ، تولد است... امشب مي‏خواهم كمي شما را بترسانم و هشدار دهم... در اين حرفها زلزله هست. اگر لازم باشد خداوند زلزله‏اي قدرتمند ايجاد مي‏كند. كنترل زلزله دست خودش است و هر چه بخواهد زياد مي‏كند و خانه‏ها را ويران مي‏كند. حتي اگر ساختمان‏ها از فولاد هم باشند اين اتفاق مي‏افتد. وقتي [زلزله] بيايد اگر پايه‏هايي هم زيرزمين بزنند اين پايه‏ها هم نمي‏توانند ساختمان‏ها را نگه دارند».

 در طول اين قسمت از صحبتها او به موارد ديگري هم اشاره كرد؛ از جمله كشته شدن چند هزار نفر در زمان حضرت موسي (ع) [بر اثر لرزش زمين و باز شدن آن] و نيز از ميان رفتن يك شهر در زمانهاي قديم. (2)

درواقع چند دقيقه بعد از اين صحبت، اولين زلزله در بم اتفاق افتاد [يعني ساعتهاي پاياني پنج شنبه شب] اما اين زلزله تلفاتي نداشت. تا صبح، چند بار ديگر در بم زلزله آمد اما زلزله اصلي در ساعت 28/5 بامداد جمعه [چند ساعت بعد از آن ملاقات] اتفاق افتاد كه اكثر خانه‏هاي شهر بم را ويران و شهر بم را به يك مخروبه تبديل كرد.

 اخبار مربوط به زلزله، پيش از ظهر جمعه [چند ساعت بعد از وقوع] بصورت خبر فوري در تلويزيون اعلام شد.

 پنج شنبه شب [شب قبل از زلزله] بعد از پايان جلسه، او از يكي از همراهان سؤال كرده بود كه آيا چيزهايي را كه صبح [صبح 5 شنبه] به او گفته است بخاطر دارد و ايشان هم جواب مثبت داده بود. موضوع از اين قرار بود كه او صبح پنج شنبه [يك روز قبل از زلزله بم] با ايشان [يكي از همراهان] تماسي تلفني داشته است و در آن تماس تلفني با تأكيد به زلزله اشاره مي‏كند [نقل مطلب از زبان اين همراه] : «او پنج شنبه صبح ساعت حدود هفت با من تماس گرفت و پرسيد «بيداري؟» و سپس ابتداي سورة زلزال [سوره‏اي كه موضوع اصلي آن زلزله است] را خواند و بعد سكوت كرد. اين تماس، عجيب و بي‏سابقه بود چون او حرفي نمي‏زد و عموماً سكوت كرده بود فقط اولش به اذا زلزلت الارض [آنگاه كه زمين لرزانده شود به سخت‏ترين لرزه‏هايش] اشاره كرد. من منتظر بودم چيزي بگويد، فقط گاهي مي‏گفت «بيداري؟» و جمله كوتاه ديگري به اينكه ساعت را دقيقاً يادداشت كنم. در همان فاصله زماني [يعني دو سه دقيقه بعد از ابتداي تماس او و اعلام آية اذا زلزلت الارض تا زمان قطع تماس در ساعت هفت و بيست و پنج دقيقه] دو زلزله در نزديكي تهران اتفاق افتاد كه همة مردم متوجه آن نشدند. بعد از اولين زلزله [كه چند دقيقه بعد از خواندن آيه بود] و يك دقيقه قبل از پايان تماس، او گفت «يك دقيقه ديگر تمام مي‏شود». من پرسيدم چه چيزي قرار است تمام شود؟ من چكار بايد بكنم؟ اما او جوابي نداد. يك دقيقه بعد، دومين زلزله كه قدرتش از زلزله اول هم بيشتر بود، اتفاق افتاد. بعد از آن، تماس ما بدون توضيح خاصي قطع شد. [اين دو زلزله هم تلفاتي نداشتند.]

 چندين نفر ديگر گزارش‏هايي را دربارة روزهاي قبل از زلزله و در ارتباط با همين موضوع گزارش كرده‏اند، كه به آنچه تا اينجا گفته شد كفايت مي‏كنيم.

 

 

 فاجعه بزرگ قرن

 مدت كوتاهي بعد از زلزلة بزرگ بم، او با چند تن از نزديكان، دربارة اتفاقي ويرانگر «از سمت آبها و در ساحل» سخن گفت. اين واقعة مهيب چند بار ديگر هم گوشزد شد. حدس شنوندگان اين بود كه ممكن است اين حادثه حملة آمريكا به ايران از ناحية درياي جنوب (درياي عمان و اقيانوس هند) باشد و احتمالاً ناوها و كشتي‏هاي جنگي آمريكا از اين ناحيه حملة خود را به ايران شروع كرده و از سواحل جنوبي به ايران هجوم مي‏آورند كه البته اين حدس، اشتباه بود. حدس دوستان ديگر هم اين بود كه ممكن است اين اتفاق در درياي خزر و سواحل آن بيفتد و حتي براساس اين فرض آنها سعي داشتند از رفتن نزديكان و آشنايان خود به مناطق ساحلي شمال در ماههاي پس از زلزلة بم، جلوگيري كنند. حدس‏زني دربارة هشدارِ تهديد آبها و نواحي ساحلي طوري شده بود كه يكي از افرادي كه قصد داشت در مناطق جنوبي ايران و در مجاورت آبهاي جنوب (درياي عمان و خليج فارس) زمين بخرد، با اطلاع از اين خبر و تفسير شخصي آن، از انجام اينكار منصرف شد. اما آنچه خود او در اينباره به روشني اشاره كرده بود جاي خاصي را نشان نمي‏داد و تنها به «آبها و ساحل» اشاره داشت. از چند اشارة ديگر او اين احساس بوجود آمد كه اين حادثه در حال نزديكتر شدن است. چند بار در نواحي ساحلي ايران طوفانهايي آمد كه دوستاني كه از اين هشدار باخبر بودند، گمان كردند كه آن هشدار عملي شده است اما بعد از آن طوفانهاي نه چندان قدرتمند هم، كماكان اين هشدار ادامه داشت تا در سالگرد زلزله ويرانگر بم، ساعاتي بعد از تولد حضرت عيسي(ع زلزله‏اي عظيم و استثنايي در اقيانوس، در جنوب شرقي آسيا، اتفاق افتاد كه صدها هزار كشته، صدها هزار زخمي و ميليونها نفر را آواره و داغديده و بي‏خانمان ساخت. گسترة خرابي‏ها و كشتارهاي اين اتفاق چنان بود كه فاجعة قرن لقب گرفت. شدت آن به حدي بود كه حتي شيب محور چرخش زمين را جابجا كرد و توانست در گردش روز و شب اثر بگذارد... اين اتفاق از طرف آبها افتاد همانطور كه گفته شده بود. خرابي‏هاي آن در سواحل آبها بود همانطوري كه گفته شده بود. بعد از اين اتفاق، ديگر هشدار مربوطه داده نشد و جريان آن خاتمه يافت.

 مشابه چنين واكنش‏هايي (از افرادي كه تفسير شخصي مي‏كنند) در موضوع زلزلة بزرگ بم در سال 1382 و آخرين كسوف قرن در سال 1999 هم اتفاق افتاد. تفسيرهاي شخصي و عمدتاً اشتباه در بين كسانيكه از اصل موضوع باخبر بودند، آنقدر دهان به دهان شد كه اصل موضوع فراموش شد و بعد چون تفسيرهاي مورد نظر افراد به واقعيت نپيوست آنها در درستي خبر مربوطه شك كردند. مثلاً دربارة آخرين كسوف قرن كه در تابستان 1999 اتفاق افتاده بود، بعضي‏ها از مدتها قبل از كسوف، از او نقل قول مي‏كردند(3) كه اين كسوف همراه با زلزله و طوفان خواهد بود بنابراين در زمان كسوف از شهر و خانه فرار كردند چون گمانشان اين بود كه زلزله و طوفان مي‏آيد. حتي بعضي‏ها به بالاي كوه رفته بودند. اما در زمان كسوف چنين اتفاقي نيفتاد البته كسي هم نگفته بود كه در زمان كسوف چنين اتفاقي مي‏افتد. ولي كسوف نقطه شروعي بود براي زلزله‏ها و طوفانهاي بعدي. مدت كوتاهي پس از كسوف، زلزله‏ها شروع شدند. چندين زلزله در تركيه كه دهها هزار كشته بجا گذاشت. چندين زلزله در يونان. زلزله‏هايي در تايوان كه اين نيز خود كشته‏ها و زخمي‏هاي بسياري داد... از طوفان هم مي‏توان به طوفان فلويد در آمريكا اشاره كرد كه بيش از دو ميليون نفر را از خانه‏هاي خود فراري داد، شهرهاي در مسير خود را فلج ساخت و حتي سازمان ملل را نيز به هنگام عبور خود، تعطيل كرد. نتيجة آن هم خسارات و هلاك شدگان بود...

 

 در ارتباط با زلزلة ويرانگر9/8 ريشتري جنوب شرقي آسيا، نشانه‏هاي ديگري نيز به‌ويژه در روزهاي قبل از زلزله در ارتباط با او گزارش شد مثلاً يكي از گزارش‏دهندگان تجربه خود را اينطور بيان كرد:

 «يكي از روزهاي قبل از زلزلة 9/8 ريشتري جنوب شرقي آسيا كه همراه او بودم او مرا در تجربه‏اي عجيب قرار داد. او به قصد فراخواندن پرندگان، به انگشتانش دميد و ناگهان و به يكباره هزاران هزار كلاغ در آسمان پديدار شد و ابر سياه و بزرگي از كلاغ در آسمان بوجود آمد. انگار كلاغ ها از آسمان مي ريختند. ظاهرا كلاغ‏ها از جايي نمي‏آمدند بلكه ناگهان در آسمان ظاهر مي‏شدند. كلاغ‏ها كه آسمان بالاي سرمان را سياه كرده بودند، بالاي سر ما مي‏چرخيدند و فرياد مي‏زدند. سپس او دوباره به سمت كلاغ‏ها فوت كرد به قصد آنكه آنها را از آنجا دور كند. ناگهان و به سرعت همة آن چند هزار كلاغ بلافاصله پس از دميدن او، از بالاي سرِ ما دور شدند و اثري از آنها در آسمان نماند».

دو روز بعد از آن روز باز هم همراه او بودم براي چند لحظه ديدم كه چهره او بطرز بيسابقه‏اي تغيير حالات داد و بعد چيزي شبيه به عطسه با صدايي عجيب، اما عطسه نبود. او آن حالت چهره را و آن حركت عطسه مانند را برايم توضيح داد و گفت: «وقتي روح من تكان مي‏خورد... وقتي تكان مي‏خورد هماهنگ با جهان و كائنات تكان مي‏خورد. الان هم كه تكان خورد، بايد منتظر بود تا چيزي در زمين تكان بخورد. تكاني شديد»(4).

شايد اين نشانه به خودي خود ارتباطي با موضوع نداشته باشد اما دو روز بعد از زلزله وقتي در نامه‏هاي ارسالي متوجه شديم كه چند ماه قبل يك نفر ردّ اين موضوع را در رؤيا ديده است و همان زمان رؤياي خود را نوشته و ارسال كرده است، فهميديم كه اين نشانه يا نشانه‏هاي ظاهراً بي‏ارتباط ديگري كه در روزهاي قبل از زلزلة بزرگ آسيا بروز كرده است با اين واقعه بي‏ارتباط نبوده‏اند. رؤيايي كه فرد مذكور (خانم م.ميلاني ) بدون ارتباط با گزارش‏دهنده تجربه مربوط به كلاغ‏ها، چند ماه قبل از زلزلة آسيا ارسال كرده بود، به اين شرح است.

(عين متن رؤيا) «چند شب پيش خواب عجيبي ديدم... پنجشنبه 13 ماه رمضان [1383] بود. به تنهايي سوار بر اتوبوسي بودم كه سرنشينان زيادي داشت. به كجا مي‏رفتم نمي‏دانم. در راه بوديم كه اتوبوس حركتش را آرام كرد. من در سمت راست اتوبوس، كنار پنجره نشسته بودم و به بيرون نگاه مي‏كردم. همة سرنشينان انگار كه اتفاقي افتاده باشد به كنار پنجره آمدند و به بيرون خيره شدند و آرام با هم صحبت مي‏كردند. انگار همه از چيزي مطلع بودند... در كنار جاده بلندي بود كه پوشيده شده بود از خزه‏هاي سبز... و از اين خزه‏ها آب پايين مي‏ريخت. علتش را پرسيدم و راننده اتوبوس گفت كه بالاي آن بلندي زلزله شهر را خراب كرده و سيل هم از طرفي شهر را در خودش فرو برده، كل شهر خراب شده و از ساكنين شهر كسي زنده نمانده. من چيزي نمي‏ديدم چون ارتفاع بلندي نسبت به جاده داشت فقط گلة كلاغها را مي‏ديدم كه بالاي شهر دسته دسته بالا و پايين مي‏رفتند. گويي براي جنازه‏ها آنجا جمع شده بودند. منظرة وحشتناكي بود. تعداد كلاغها به قدري زياد بود كه انگار آسمان از ابرهاي سياه پوشيده شده بود».

 

 اعتبار خبر زلزله

اگر بخواهيم صرفاً دربارة اعتبار خبر مربوط به زلزلة بم بدانيم بايد گفت كه از يكي دو روز قبل از زلزله او چندين بار موضوع زلزله را به چند نفر هشدار داده است، از طرفي شب قبل از زلزله او ملاقاتي را با حدود دويست نفر از افراد داشته است و در اين ملاقات كه صدا و تصوير آن ضبط شده و موجود است، مطالبي را دربارة زلزله‏اي ويرانگر مي‏گويد. شهادت همة آن حاضران و شهادت فيلم مستند و زنده‏اي كه در اينباره هست مي‏تواند كاملاً گويا و كافي باشد. اما اخبار بسيار ديگري دربارة او وجود دارد كه حاكي از تجارب بزرگي است كه افراد مختلف از او داشته‏اند. عظمت و بزرگي بعضي از اين تجارب و نشانه‏ها آنقدر بزرگ‏تر از موضوع زلزله بم است كه صرفاً با استناد به آنها مي‏توان به اعتبار كامل موضوع زلزلة بم اعتراف كرد. دربارة ديگر اخبار مشابه هم، همين موضوع صادق است.

 

 رؤياها مي‏گويند

 مدتها پس از اعلام هشدار مربوط به تهديد «آبها و ساحل»، بعضي از شاگردان او، بي‏آنكه از چنين هشداري مطلع باشند، موضوعات مرتبط با اين اتفاق را در خواب ديدند و بصورت نامه ارسال كردند. در اينجا به دو نمونه از رؤياهاي مرتبط با زلزلة بم و سه مورد از رؤياهاي مرتبط با زلزلة بزرگ آسيا اشاره مي‏كنيم كه در هر دو موضوع، مدتها قبل از وقوع فاجعه ديده و گزارش شده‏اند. (5)

 

 دو نمونه از رؤياهاي مربوط به واقعة بم

 خانم «مرجان» شب قبل از زلزلة بم اين رؤيا را مي‏بيند:

 «ساختمانهاي سوخته‏اي را در خواب ديدم و در خواب با خودم مي‏گفتم كه اين ساختمانها قرار است فرو بريزند. چرا؟»

 آقاي «سعيد» در شرح رؤياي خود كه در تاريخ 28/1/82 يعني 253 روز قبل از زلزلة بم آن را ثبت و ارسال مي‏كند، مي‏گويد: «شخص بزرگي را در خواب ديدم... به من گفته بود كه در روز فلان يك اتفاق بزرگ خواهد افتاد و آن اتفاق اين است كه همه درختان مي‏افتند بر روي زمين. من متوجه شدم كه وعده وقوع اين اتفاق در قرآن نيز در يك آيه آمده است [احتمالاً اشاره به سوره زلزال]. روز وقوع فرا رسيد [در خواب] و ما و جمعي از بستگان در حياطي بوديم كه شبيه باغ بود و زمين‏ها پر از درختان شبيه نخل بود [يادآور اينكه در بم، درختان نخل فراوان است و خرما كه محصول درخت نخل است يكي از نمادهاي اصلي شهر بم است] من آن موضوع [وعده اتفاق] را فراموش كرده بودم. ناگهان يكي از درختان بلند حياط از پايين تا شد و شروع به سقوط كرد و من شوكه شده بودم [در تفسير رؤيا، چون درخت از پايين به بالا ضربه ديده و سقوط كرده به معني آن است كه نيرويي از سمت زمين به آن وارد شده است نه از سمت هوا، مانند طوفان، ضمناً نيروي زمين عموماً بصورت زلزله وارد مي‏شود] و بعد ديدم همه درختان شروع به سقوط كردند و ديدم همه درختان خوابيدند و هيچ درخت ايستاده‏اي ديده نمي‏شد [طبق نمادهاي رؤيا، درختان، در اينجا مي‏توانند نماد ساختمانها باشند] اين يك دگرگوني بزرگ بود. خيلي‏ها مردند و خيلي جاها آتش گرفت».

 

 سه مثال از رؤياهاي ارسال شده دربارة زلزلة بزرگ آسيا

مورد اول: مربوط به «ل.خانجاني» است كه در حدود 6 ماه قبل از زلزلة آسيا، ارسال شده است.

عين متن رؤيا: «چند شب پيش (صبح روز جمعه) 19 تير [1383] خواب ديدم كه زلزله آمده و خانه‏ها خراب شده است البته خانه ما [در شهر تهران] سالم بود و كسي نبود كه مردم را از زير آوار بيرون بياورد. آسمان ابري بود، ابرهاي خاكستري. به نظر مي‏رسيد چهار جزيره در جنوب ايران [يادآور كشورهاي ساحلي اندونزي، سري لانكا، تايلند و هند در جنوب شرقي و جنوب آسيا كه شديداً در معرض تسونامي بودند] به زير آب رفته... ما منتظر اتفاقي بوديم كه به آن چهار جزيره مربوط مي‏شد».

 مورد دوم: مربوط به «س.ا» كه چند ماه قبل از زلزله آسيا ثبت و فرستاده شده.

عين رؤيا: «شب عيد غدير بود بعد از مراسم دعا حال خوبي داشتم. خوابيدم و آن شب خواب عجيبي ديدم. در خواب همهمة عجيبي بود. به بيرون از خانه آمدم. همه هراسان بودند و به سمتي مي‏دويدند. سؤال كردم چه خبر است؟ جواب دادند كه قرار است بلايي نازل شود و گفته‏اند كه قرار است شهر با سيل ويران شود. هر كس وسيله‏اي از زندگي‏اش را با خود حمل مي‏كرد. با مردم همراه شدم. به بالاي تپه‏اي رسيديم [به بالاي تپه رفتن مي‏تواند براي فرار از هجوم سيل و آب باشد] و همگي به سمت آسمان خيره شده بودند و ناگهان صداهاي وحشتناك رعد و برق شنيده شد و ابري سياه و قطور از سمت جنوب تهران [به جهت جغرافيايي جنوب توجه شود] نمايان شد كه خيلي تيره بود و با اينكه فاصلة زيادي با ما داشت ولي آسمان تيره شده بود. در همان حال من فرياد زدم بلا نازل شد و ديگر همه چيز تمام شد، بياييد در اين لحظات آخر از خدا طلب رحمت و بخشايش كنيم، شايد كه مورد رحمت واقع شويم؛ و سپس من دستانم را رو به آسمان بلند كردم و با تضرع الرحمن و الرحيم را مي‏خواندم. يكباره صاعقه‏هاي شديدي از لابلاي ابرهاي سياه ساختمانهاي بلند را مورد اصابت قرار داد و ساختمانها را از نيمه منهدم مي‏ساخت. اطرافيان همراه با من با صداي بلند، الرحمن و الرحيم را تكرار مي‏كردند و طلب بخشايش مي‏كردند كه يكباره صداي رعدآساي صاعقه‏ها ساكت شد. در خواب احساس كردم كه مورد بخشايش و رحمت پروردگار واقع شديم و از نزول بلا جلوگيري شد ولي همچنان ابرهاي سياه كه تمامي آسمان جنوب تهران را احاطه كرده بود بر جاي خود باقي ماندند».

 در مورد سوم، قسمتي از متن رؤياي خانم «م.پ» را ذكر مي‏كنيم كه آنهم چند ماه قبل از زلزلة جنوب شرقي آسيا ارسال شد.

قسمتي از عين رؤيا: «خواب ديدم كه در دهكده‏اي ساحلي هستم. خانه‏اي ويلايي وجود دارد كه جلواش دريا و پشتش اصطبل اسب مي‏باشد. دريا آرام و آسمان آبي و صاف بود. ميان آسمان در بالاي دريا صفحه‏اي مستطيل شكل وجود داشت كه در آن آينده را نشان مي‏داد. تنها چيزي كه يادم است اين است كه در آن مانيتور بدون قاب، دريا خروشان و طوفاني و قهوه‏اي رنگ بود و آسمان قرمز. همه جا به هم ريخته بود. اسبها فرار مي‏كردند». [يادآور اين مطلب كه در زلزله 9/8 ريشتري علي رغم پيدا شدن جسد بيش از صدها هزار نفر، در عين شگفتي ناظران، جسد حيوانات وحشي مشاهده نشد. از ديد كارشناسان، اين حيوانات به دليل برخورداري از حس ششم، پيش از وقوع زلزله و هجوم امواج اقيانوس، از آن مطلع شده و به مكانهاي امن پناه برده بودند].

 

 علاوه بر نمونه‏هايي كه ذكر شد رؤياهاي زيادي دربارة موضوعات مختلف و بويژه چند واقعة مهم، توسط افراد مختلف ارسال شد. درواقع مي‏توان گفت رؤياها راهي براي دريافت اخبار غيبي و باخبر شدن از اسراراند منتهي در اين ميان چند مسئله مي‏توانند فضاي كار را تيره و مبهم كنند. اينكه رؤياي چه كسي درست است و چه كسي نيست؟ آيا ما آنچه بخواهيم مي‏توانيم از طريق رؤيا مطلع شويم يا اينكه وقتي كه قرار است از چيزهايي خاص مطلع شويم، روش رويا عمل مي‏كند؟ چگونه مي‏توان تفسير و تعبير درستي از رؤياها داشت؟ آيا هر كسي مي‏تواند رؤياهاي واقعي ببيند؟ فاصله بين واقعيت داشتن و ادعا كردن چيست؟

 رؤياها يكي از اصلي‏ترين راههاي ارتباطي انسان با جهان اسرار شمرده مي‏شوند. دري كه در اكثر مردم به سختي بسته و مهر و موم شده است و با اينحال دري كه مي‏توان آنرا به آرامي دوباره باز كرد و از اسرار جهانها، از آينده‏ها، از گذشته‏هاي فراموش شده، از چيزهايي كه بايد بدانيم و نمي‏دانيم، بنا بر مصلحت الهي مطلع شد. اما نبايد با بروز يك يا چند تجربه، فوراً به اين نتيجه رسيد كه در باز شده است چون همين تلقي نادرست به بسته ماندن در كمك مي‏كند و باز شدن آنرا مشكل‏تر مي‏سازد. رؤياهايي كه در اين گفتار ذكر آنها رفت مربوط به اشخاص غيررؤيابين بود بنابراين مي‏توان تصور كرد كه افراد رؤيابين قادرند با دقت و احاطه بسيار بيشتري از وقايع مهم و تغييرات خبر دهند.

 و اما در مورد مسئله‏اي به نام زلزلة تهران كه در ميان مردم شايع است. آيا واقعاً زلزله‏اي در تهران اتفاق خواهد افتاد؟ جواب به اين سؤال، چندان سخت و پيچيده نيست اما اگر چنين چيزي واقعيت داشته باشد، اگر واقعاً زلزله‏اي بزرگ در راه باشد (كه معلوم نيست در راه باشد يا نباشد) آيا مي‏توان از طرق مجرب و مطمئن، به دقت آن را پيش‏بيني كرد و از فجايع و خرابي‏ها و مرگ و مير آن به شدت كاست؟ ما معتقديم كه اگر اين مهم خواسته شود و راه‏حل‏ها جدي گرفته شود، دور از انجام نيست. رؤياها خبر مي‏دهند همانطور كه هزاران سال است خبر داده‏اند. و نيز ما مي‏توانيم از شعور طبيعت، از هوشمندي مرموز جانوران و مخصوصاً سگ، موش صحرايي، روباه، داركوب، مورچه‏ها، زنبورها و بعضي از حيوانات ديگر، براي پيش‏بيني بلاياي طبيعي بهره‏هاي فراوان ببريم. حتي از تغييرات صداي پرندگان و قورباغه‏ها، از تغيير شكل ابرها و تغييرات آبها و بادها مي‏توان به تشخيص قوي يا حتي تشخيص قطعي بلاياي طبيعي و بعضي از اتفاقات آتي، پرداخت.

 

                                                    گروه تحقيق و مستند سازي ياسين

 

 

پي‌نوشت:

1_ توضيحات داخل كروشه توسط ويراستار اضافه شده است

2_ اين ملاقات به صورت زنده و مستند، فيلم برداري شد. در اين ملاقات حدود دويست نفر حضور داشته اند.

3_ حتي بعد از كسوف و بعد از وقوع طوفانها و زلزله ها اين نقل قول از جانب او رد يا تاييد نشد.

4_ علي رغم تلاش زياد، نتوانستيم تاييد اين گزارش را از خود او بگيريم. بنابراين صرفا به گزارش شاهد اكتفا كرديم.

5_ مشخصات كامل و دقيق افرادي كه اين رؤياها را ديده‌اند، بعلاوه نامة ارسالي آنها در تاريخ‌هاي قيد شده، نزد نشرية علوم باطني موجود است. ضمناً در صورت لزوم، ممكن است نشرية علوم باطني در يكي از شماره‌هاي خود، با اين افراد و بسياري از افراد ديگري كه رؤياها و تجارب خاصي داشته‌اند و ارسال كرده‌اند، پس از تأييد رؤياها، و تجارب آنها (از طرق مربوطه) مصاحبه‌هايي را ترتيب دهد.

تعداد بازدید : 182 بار


بر اين اساس، تجربه زير را كه در همين راستا قرار دارد از نظر خوانندگان مي‏گذرانيم و از آنجا كه زيتون ميوه مقدسي است اين تجربه را كه در ارتباط با زيتون است فتح الباب گزارش‏هاي بعدي ...

به مناسبت سالگرد زلزله بزرگ بم و نيز تقارن زماني آن با زلزله مهيب جنوب شرقي آسيا، مناسب ديديم گزارش مستندي را كه توسط شاهدان متعددي بيان شده است، بياوريم. اين گزارش درباره يكي از ا...


 

استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک مجاز است©