لوگوي سايت


بزرگترين معلم روح زايي
مسابقه مسابقه عضويت در سايت
شناسه
کلمه عبور
نشریه الکترونیکی کتاب الکترونیکی
مقالات

شستشوي مغزي

لغت شستشوي مغزي تقريبا لغت جديدي است که وارد زبان انگليسي شده است که تا قبل از سال 1950 ميلادي در زبان انگليسي وجود نداشت. فبل از به وجود آمدن آن ، لغات تحريک و تشويق اجباري[1] در جستجوها و تفتيشهايي که از محاکمه دشمنان دولت ،در اتحاديه شوروي و غيره انجام مي شد ديده شد.ولي تا زماني که روش شناسان جديدترين حرکتها را در طول دهه  هاي اخير از مردم جمهوري چين ديدند و آن را روش مند کردند هيچ لغت خاصي در اين زمينه وجود نداشت.

اين حرکتها در چين براي مبارزه با دشمنان داخلي و مهاجمان خارجي انجام مي شدند. تا آن زمان ،تعريفها و توصيفات به يک سري توصيفات سفت و سخت از تکنيکهاي خاص محدود بودند.(فقط به تکنيکهاي خاصي در اين زمينه محدود مي شدند.)

لغت"زی نائو"[2] (لغتي چيني که ترجمه آن به انگليسي به معناي شستشوي مغزي است) اولين بار به وسيله روش شناسان تحريک اجباري به کار گرفته شد.

.اين لغت اولين بار در سال 1950 ،در طول جنگ کره در آمريکا  براي توصيف  متدهايي که توسط کمونيستها ي چيني به قصد تغييرات عميق و ثابت رفتاري در زندانيهاي خارجي و مخصوصا متدهايي که کره ايها در طول جنگ کره  براي از بين بردن توانايي اسيران آمريکايي  استفاده مي کردند، به کار گرفته شد.

در زمان جنگ کره اسيران آمريکايي را به سرعت آزاد مي کردند و اين امر براي آمريکاييها تا حدي عجيب بود.در مقايسه با جنگهاي ديگر ، درصد زيادي از آمريکاييها بعد از زنداني شدن در جنگ کمونيست را ترک کردند.

آمريکاييها بعد از تحليل اين موضوع به اين نتيجه رسديدند که بعضي از روش شناسان در مدتي که سربازان دشمن اسير آنها بوده اند ، از طريق اعمال روشهايي مثل محروميت از خواب و ديگر دستکاريهاي شديد رواني  استفاده کرده اند تا آزادي آنها را از بين ببرند.بنابراين اين خطر براي آمريکا بود که سربازان آمريکايي بعد از بازگشت به ميهن ، از دشمن تبعيت کنند.البته دريافتند که تعداد کمي از سربازان به مارکسيست و تعاليم ضد آمريکايي که در دوران حبس به آنها تلقين شده بود،وفادار مانده اند. اين مساله زماني آشکار شد که کنترل شديد اطلاعات خاتمه  يافت.اگر چه که استفاده از شستشوي مغزي بر روي سربازان آمريکايي در طول جنگ کره ،تبليغات (پروپاگاندا)[3] مفيدي را به وجود آورد.اصليترين و مهم ترين سود آن براي چين اين بود که يک سرباز فادر بود عده زيادي را کنترل کند و در اين صورت بقيه سربازان مرخص مي شدند تا به ميدان جنگ بروند.بعدها واژه شستشوي مغزي براي ديگر روشهاي مجبور کردن افراد به کار مي رفت و حتي به صورت موثر در تبليغات (پروپاگاندا) عادي و فکر ي به کار گرفته مي شد.و کمونيستهاي چيني از روشي به نام "سی زیانگ جائی زائو "[4] به معناي بازسازي فکر از راه تعمق و تفکر استفاده مي کردند.

خيلي از مردم مجبور شدند از کلمه شستشوي مغزي يا کنترل ذهن براي توضيح روشهاي حيرت آوري که روش شناسان براي تغيير عقايد مذهبي افراد استخدام شده  در ارتش به کار مي گرفتند ، استفاده کنند.

لغت شستشوي مغزي در روانشناسي و ديگر علوم زياد به کار گرفته نمي شود و اين به دليل ابهامي که اين لغت دارد و سابقه شروع استفاده آن در پروپاگاندا است. براي تحليل لغت" شستشوي مغزي" چيزي که بيشتر از همه کمک کننده است ترکيب دستکاريهايي است که باعث ترويج تغييرات اجباري و نگرشي مي شود ،تبليغات (پروپاگاندا) تهديد و اجبار ،ارتباط فرهنگي و محدوديت دسترسي به منابع اطلاعات بي طرف است.

به ياد داشته باشيد خيلي از اين تکنيکها با زيرکي(به صورت ناخودآگاه) توسط افرادي که تبليغ مي کنند ،دولتمردان ،مدارس ،والدين و همسن و سالها، به کار گرفته مي شود ،بنابر اين به کار بردن کلمه نامتعارف برا ي بيان شستشو ي مغزي جايز نيست.

درسهايي از جنگ کره

کمونيستهاي چيني از لغت "زي نائو" يا همان شستشوي مغزي براي توصيف متدها و روشهايي که در متقاعد کردن  اعضايي که از پيامهاي گروه کمونيستي پيروي نمي کردند ،استفاده مي کردند.اين عبارت يک نوع باز ي با لغت "زي زين "[5]يا همان شستشوي قلبي (پاک کردن قلب، درون) است. يک اندرز که در خيلي از معابد براي نصيحت مومنان تا قبل از ورود به معابد قلبها و درونشان را از خواسته هاي نادرست پاک کنند. در سپتامبر 1950 ،روزنامه ميامي[6] مقاله اي   از ادوارد هانتر[7] با عنوان "متدهاي شستشوي مغزي که بر روي رده هاي کمونيستي در چين به کار گرفته شده" را به چاپ رساند.اين مقاله اولين استفاده هاي اين لغت را در زبان انگليسي ذکر کرده بود و همچنين اظهار داشته بود  که اين لغت به سرعت هب يک عبارت مهم در سر تيترهاي جنگ هاي سرد تبديل شد.هانتر که يکي از گردانندگان تبليغات (پروپاگاندا) در "سي آي اي"[8]  ACI  است کسي که تحت پوشش يک روزنامه نگار فعاليت مي کند کتابها و مقالات زيادي را در اين مورد به چاپ رسانده است. مقاله ديگري از هانتر در اين زمينه در روزنامه انگليسي نيو ليدر[9] در سال 1951 به چاپ رسيد.

در سال 1953 آلن ولش دالس[10] ، ريئس "سي آي اي" در آن زمان ،توضيح داد که شستشوي مغزي (تحت تاثيرات کمونيست ) به يک بازي که توسط افراد خارجي استفاده مي شود تبديل شده به صورتيکه ديگر قابل کنترل نيست .

ادوارد هانتر در کتابي که راجع به شستشوي مغزي در سال 1956 به چاپ رسانيده، راجع به سيستمي توضيح داده است که در آن ذهن (مغز) فرد را گيج مي کنند تا جاييکه بتوانند آن را اغوا کنند که آنچه را که قبلا از آن متنفر بوده را بپذيرد . بر اساس  صحبتهاي هانتر ، اين فرآيند براي سلامت جسمي و روحي افراد فوق العاده مخرب است ، به طوريکه بسياري از کسانيکه با وي صحبت کرده اند حتي بعد از سالها آزادي از اسارت چينيها به طور کامل بهبود حاصل نکرده بو دند . در بررسي  هايي که توسط رابرت ليفتن[11] و ادگار  اسکين[12] بر روي پناهندگان جنگ کره انجام شد، متوجه شدند که شستشوي مغزي تاثيرات گذرايي بر روي زندانيان آن جنگ داشته است .

ليفتن و اسکين ، دريافتند که چينيها بر روي تمام موارد (مناطق) تعليم پذير زندانيها کار نکرده اند، بلکه آنها به طور کلي تکنيکهايشان را بر روي از بين بردن توانمندي زندانيان در سازماندهي و بالا بردن روحيه شان و  سعي شان در فرار به کار گرفته بودند .(از تکنيکهايشان برا ي جلوگيري از فرار آنها استفاده کرده بودند.)چينيها اين کارها را انجام دادند هر چند موفق شدند که از طريق قرار دادن در شرايط فوق العاده سخت و محروميتهاي جسمي که به صورت فردي و جمعي انجام مي شد و سپس با ارائه موقعيتهاي راحت بيشتر به آنها از جمله ساعت بيشتر خواب ،غذاي بهتر ، لباس و پتوهاي گرمتر ؛ بعضي از زندانيها را در گفتار ضد آمريکايي کنند.

با اين وجود ،روانپزشکان به اين اصل اثبات شده توجه دارند که اين اقدامات اجبار ي نمي توانند تاثير زيادي بر روي نگرشهاي پايه اي و اساسي بيشتر مردم بگذارند. در حقيقت زندانيان عقايد کمونيست را قبول نکرده اند. بلکه بيشتر آنها بر اين اساس رفتار کرده اند تا از تنبيهات و سواستفاده هاي جسمي در امان بمانند. علاوه بر اين تعداد کمي از زندانيان ظاهرا به خاطر تلفيق تحريکات از سوي کمونيست (شستشوي مغزي) و انگيزه شخصيتي که قبل از زنداني شدن داشته اند تحت تاثير تلقينات فکري کمونيست قرار گرفته اند.به خصوص افرادي که سيستم اعتقادي آنها به شکلي بود که شديدا تمايل به تغيير و از هم پاشيدن داشت ، در حقيقت افرادي که سيستم هاي اعتقادي شان انعطاف پذيرتر بود ،تحت فشار تغيير مي کردند وسپس وقتي که فشار خارجي برداشته مي شد خودشان آن را بازسازي مي کردند .

اين دو محقق (ليفتن و اسکين ) که به صورت انفرادي کار مي کردند ،در تحليلهايشان راجع به تاثير تحريکات اجبار ي بر روي سربازان جنگ کره با هم به بحث نشستند. آنها تحريک اجباري را به عنوان يک مخلوط جمعي (ترکيبي از دسته ها) توصيف مي کردند، فشارهاي جسمي و رواني به کار گرفته مي شدند تا تغييرات را در ذهن (مغز) ، نگرش و رفتار افراد به وجود بياورند. ليفتن و اسکين هر دو به اين نتيجه رسيدند که بعضي از تحريکات اجبار ي  تحت شرايطي که در زندان وجود دارد ،امکان موفق شدن را دارند. به اين ترتيب که يک نفر را مجبور مي کنند تا در شرايطي که بايد در آن باشد قرار بگتيرد و او را مجبور ميکنند که به محرکها پاسخ بدهد. آنها همچنين دريافتند که بعضي از تحريکات اجباري فقط بر روي تعداد خيلي کمي از سربازان موفق بوده است و خيلي از اين اجبارها ناپايدار بوده است به طوريکه بيشتر افراد بعد از خارج شدن ا ز شرايط زور و اجبار به حالات و شرايط قبلي خود باز گشته اند.

ادامه مطلب را دانلود کنید و مطالعه نمایید.

[1] Coercive persuasion

[2] Xi nao

[3] Propaganda

[4] Si  xiang  gai  zao

[5]  Xi xin   

[6] Miami

[7] Edward  Hunter

[8] CIA

[9] New Leader

[10]Allen  Welsh Dulles

[11] Robert Lifton

[12] Edgar Schein



لینک دانلودِ شستشوي مغزي
تعداد دانلود : 7 بار

تعداد بازدید : 154 بار


امروزه این ماساژ شفابخش تایلندی در جهان شناخته شده است و البته هنوز به روشهای باستانی آن که هزاران سال پیش به وجود آمده اند وفادار مانده است....

‌‌بخش نيمه هوشيار ذهن ، به وسيلة آنچه از طريق كلام ديگران ( و سپس خود ما ) دريافت مي‌كند برنامه ريزي شده و اين برنامه ريزي ( مگر در صورتي‌كه خود شخص آگاهانه اقدام به تغيير آن كند )...

هولوگرام يك تصوير سه‌بعدي است كه به كمك ليزر ايجاد مي‌شود. براي تهية اين تصوير ابتدا يك اشعة ليزر به شيئي تابانده و نور انعكاس يافته از آن با اشعه ليزر ديگري تداخل داده مي‌شود. سپس...

‌‌در سراسر دنيا در مورد پديدة صداي الکترونيکي نظريات و تئوري‌هاي مختلفي وجود دارد و همة محققان در پي دست يافتن و رسيدن به علت وجودي اين پديده هستند . گروهي معتقدند پس از مرگ ، انسا...

‌‌‌‌گرجيف براي انسان سه مركز يا سه ذهن قائل است:1- غريزي يا حركتي، 2- احساسي و 3- ذهني. او انسان را بر اساس اين اذهان يا مراكز طبقه‏بندي نموده ‏است. ‌‌‌طبق نمودار گرجيف، مركز ثقل...


 

استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک مجاز است©