لوگوي سايت


بزرگترين معلم روح زايي
مسابقه مسابقه عضويت در سايت
شناسه
کلمه عبور
نشریه الکترونیکی کتاب الکترونیکی
اعمال خارق العاده

اعمال خارق العاده وانسان معاصر

چندي است از دور و نزديك اخبار حيرت‏انگيزي راجع به وقوع اعمال خارق‏العاده مي‏شنويم. خلق اشيا و ناپديد كردن آنها، خبر گرفتن از غيب، شفاي بيماري، غلبه بر نيروهاي طبيعت، همزمان در دو مكان بودن و...

اخبار مربوط به اعمال خارق‏العاده نه تنها نظر و توجه عموم مردم را به خود جلب كرده است، بلكه محققان و دانشمندان بسياري در جهت اثبات و توجيه و تفسير آنها به‌كار تحقيق و بررسي پرداخته‏اند و از طريق انجام آزمايش‏هاي بسيار موجب گسترش اينگونه پديده‏ها شده‏اند. هم‏چنين چندين دهه است كه دانش متعارف اين مبحث را از زواياي گوناگون وقوع پديده‏ها، مورد بررسي و مد نظر قرار داده است. امروزه با اطمينان مي‏توان گفت كه دانش متعارف، وجود توانمندي‏هاي فوق‏العاده در انسان را تأييد مي‏كند و بروز چنين پديده‏هايي از طرف انسان به اثبات رسيده است. اكنون دانشمندان در پي فرمول‏بندي‏ها و توجيه و تفسير نحوه عملكرد آن‏ها مي‏باشند.

ثبت تغييرات ميدان مغناطيسي بدن و جريان الكتريكي مغز به هنگام انجام اعمال خارق‏العاده ، عكسبرداري از فوران انرژي به هنگام شفا، كشف جايگاه فيزيكي انجام پديده‏هاي فوق طبيعي در مغز انسان، تفاسير فيزيكدانان از پديده‏ها بر مبناي تئوري‏هاي فيزيك نو از جمله دستاوردهاي منتج از تلاش‏هاي دانشمندان بوده است.

حال كه وجود توانمندي‏هاي فوق‏العاده در انسان به اثبات رسيده سوالاتي مطرح مي‏شوند كه اين اخبار حاوي چه پيامي براي انسان هستند؟ چرا همه انسان‏ها قادر به انجام اين‌گونه اعمال نيستند؟ چرا تنها عده‏اي موفق به استفاده از نيروهاي بالقوه روحي خود مي‏گردند؟

محققان اين‌طور پاسخ داده‏اند، ذهن و سطح آگاهي انسان تعيين‌كننده برخورداري از توانائي‏ها و محدوديت‏هاي او مي‏باشند.

ذهن (روان) آدمي پديده‏اي اسرارآميز است و بسان ماشيني بسيار قدرتمند، تاثيري كامل بر جسم، بروز توانائي‏ها و بيماري‏ها و حتي بر كيفيت زندگي انسان دارد و شكل‌دهنده موفقيت‏ها و شكست‏هايش مي‏باشد. اين موضوع قرن‏هاست كه هم دانشمندان و هم فيلسوفان را متحير ساخته است.

هر نظريه‏اي كه در زمينه هوشياري و آگاهي مطرح مي‏شود به نوعي تحت تاثير فلسفه‏اي قرار دارد كه متداول و غالب است. در دانش مادي‏گرايانه معاصر كه بر غرب حكومت مي‏كند، شعور و آگاهي تنها به عنوان آثار و نشانه‏هايي از مغز، تلقي و تصور مي‏شود. اما فلسفه شرق مسئله را از زاويه كاملاً متفاوتي مد نظر قرار داده و تمام اين آثار و شواهد را مربوط به حقايق روحي و بازتاب‏هايي از قدرت روحي مي‏انگارد. از اين ديدگاه ذهن انسان پديده‏اي منفرد و شخصي نيست بلكه يك وجود جهاني است.

كل هستي و كيهان حاوي شعور و آگاهي است كه به‌نام ذهن كيهاني شناخته مي‏شود. ذهن كيهاني داراي سطوح مختلفي است. ذهن(روان) انسان، اين اقيانوس عظيم آگاهي و انرژي نيز داراي هفت سطح كلي است كه با سطوح ذهن كيهاني مطابقت دارد. هر سطحي از آگاهي داراي ساختار معيني است. سطوح پائين‏تر آگاهي، متراكم‏تر و با جهان فيزيكي در ارتباط است و سطوح بالاتر، ساختاري لطيف‏تر دارد و به سطوح متعالي‏تر و برتر آگاهي مربوط مي‏گردد.

آنچه كه مسلم است آگاهي عموم مردم در سطوح پائين‏تر مستقر است. اين استقرار به دليل انتخاب خود انسان بوجود آمده و بر اساس تمركز بيش از حد او بر زندگي مادي و بي‏توجهي به زندگي باطني است. اين نحوه زندگي ارتباط بين فرد و سطوح برتر آگاهي را قطع كرده و جدائي به‌وجود آورده و خود موجب ايجاد حجاب‏ها و موانع بسياري بر سر راه ارتباط با شعور برتر شده است. در نتيجه تغذيه از آگاهي برتر ميسر نمي‏باشد.

در اين سطح از آگاهي، هستي فرد منحصر به جسم و توانائي‏هاي محدود آن مي‌شود. آگاهي او در سطح كلام اين‌طور است: «من جسم هستم. من ذهن دارم». «من روح دارم». «اين درخت است». «اين آسمان است». در اين سطح از آگاهي، فرد خود را هم هويت با جسم خود مي‏شناسد و روح و ذهن خود را از متعلقات جسم خود مي‏داند.

اين در صورتي است كه ذهن فرد مستقر در سطوح برتر آگاهي از شعور عالي هستي تغذيه مي‏كند. او به وحدت قائل است و بين روح هستي، روح، ذهن و جسم خود تمايزي قائل نيست. تجلي كلام او در اين سطح اينگونه است: «من روح هستم». «درخت در من است، آسمان در من است، من‏از تو جدا نيستم». فردي كه در اين سطح از آگاهي مستقر است وقتي به درخت فرمان بارور شدن بدهد، درخت باور مي شود.

«من هستم» اين دو گروه بسيار باهم تفاوت دارد. اين يكي در توهم و فراموشي زندگي مي‏كند و توانائي‏هاي خود را محدود به خوردن، خوابيدن ، كاركردن و... كرده است و آن يكي، به نسبت عمق ارتباطش با شعور برتر و به نسبت يگانگي با روح خود و روح هستي، بزرگتر و بزرگتر، و وسيع و وسيع‏تر مي‏شود.

پر واضح است كه تمايل اصيل هر انساني متوجه كامل شدن و توانمند ساختن قابليت‏ها و واقعيت بخشيدن به نيروهاي نهفته خود است، اما شكوفائي توانائي‏ها و عبور از محدويت‏ها ميسرنمي‏شود مگر در ارتباط با شعور برتر هستي. برقراري ارتباط با شعور برتر چگونه اتفاق مي‏افتد؟

همه اديان شيوه‏ها و طرق خاص خود را براي ايجاد ارتباطي بيشتر و گسترده‏تر ارائه داده‏اند. همچنين در بسياري از مكاتب شرقي تعليماتي همچون مراقبه و تمرينات جسمي و تمركزي به منظور بيدار سازي اين ارتباط در نظر گرفته شده است. يكي از مهم‏ترين راه‏هاي برقراري ارتباط، شناخت از طريق تعقل و تجربه حيطه‏هاي باطني است. توجه به باطن گامي در جهت شناخت باطني است و شناخت باطني مانند پلي است كه سطوح مختلف آگاهي را به هم مرتبط مي‏سازد.

همانگونه كه برتري و اقتدار انسان بر طبيعت به دليل احاطه او بر دانش ظاهري است، شناخت و كسب دانش باطني نيز موجب تسلط و قدرت و گسترش هستي انسان در حوزه باطني مي‏گردد.

دانائي و شناخت، حجابها، شرطي شدگي‏ها و توهمات را از بين مي‏برد و انسان را از تاريكيها، موانع و ضعفها عبور مي‏دهد. اين راهي است آهسته و گام به گام، همانگونه كه حجابها و شرطي شدگيها ناگهان بوجود نيامده بلكه در طي زمان و به آهستگي ايجاد شده و انسان را از اصل خود دور ساخته است. از سوئي تنها نوع شناختي كه ميتواند به اين آهستگي سرعت بخشد و راه را كوتاه كند، شناخت قلبي و ايمان است. ايمان به غيب و باطن خود و جهان هستي، اوج آگاهي و شناخت است. آنجا كه ايمان وارد مي‏شود هر خواسته‏اي تحقق پيدا مي‏كند.

و اما گام اول. آنچه كه بسياري از محققين در زمينه چگونگي وقوع پديده‏هاي غير متعارف اذعان مي‏دارند اين است كه ديدگاه‏ها و باورهاي انسان تاثير بسزايي در امكان به وجود آمدن اعمال خارق العاده دارند. از طرفي در آزمايشات تجربي نيز اين موضوع به اثبات رسيده كه ديدگاه بدبينانه و منفي نسبت به وجود اين گونه پديده‏ها، خود مانع بزرگي در جهت عدم بروز آن‏ها است. از اين رو محققين اولين گام را براي اينكه انسان شاهد وقوع پديده‏هاي غير متعارف باشد، نداشتن قضاوت منفي و بطور كلي بي‏قضاوتي در حوزه باطني دانسته‏اند. در اين صورت احتمال وقوع اينگونه پديده‏ها بوجود خواهد آمد. هم‏چنين اين امكان وجود دارد كه با مشاهده اعمال خارق العاده و شنيدن خبرهاي به ظاهر عجيب و غريب، انسان به فكر فرو رود و وضعيت خود را بسنجد، دست به انتخاب زند و با باور باطن و حقيقت وجودي خود آنچه راكه بايد، تجربه كند و در مسير درست گام بردارد.

مكانيزم اعمال خارق العاده

در تاريخ ملل و فرهنگ‏هاي مختلف، همچنين در تاريخ اديان الهي و مكاتب گوناگون تجربه‏هاي متعدد و بسياري از پديده‏هاي عجيب و اعمال خارق‏العاده مشاهده و ثبت شده است، اعمالي چون: شفا دادن بيماري‏ها، غلبه برطبيعت )ايجاد باد، باران، طوفان(، برخاستن از زمين و پرواز كردن، خبردادن از غيب و پيش‏گويي كردن، قدرت تحقق بخشيدن به خواسته‏ها، تبديل چيزهاي مختلف به يكديگر، زنده كردن مردگان و... كه تحت عناوين مختلفي همچون معجزه وكرامات شناخته مي‏شوند.

درباره چگونگي وقوع اين پديده‏هاي فوق طبيعي يا صحت و سقم آن، نظرها و ديدگاه‏هاي گوناگوني وجود دارد. عده‏اي اين پديده‏ها را صرفاً منحصر به عهد عتيق مي‏دانند و آنها را به اوليا خداوند نسبت مي‏دهند. عده‏اي هم به طور كلي وقوع اين اعمال را رد مي‏كنند و آنها را منتج از اوهام و شعبده تلقي مي‏كنند. در اين ميان محققان و دانشمنداني هم وجود دارند كه به بررسي اين گونه اعمال مي‏پردازند و سعي در دريافت قوانين حاكم بر اعمال فوق طبيعي دارند.

به طور كلي مكاتب باطني وقوع اعمال خارق‏العاده را به توانايي ذاتي روح نسبت مي‏دهند و اظهار مي‏كنند كه نيروي ذاتي روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسان‏ها وجود دارد. آنها هم چنين مسئله پرورش و فعال نمودن اين نيروي ذاتي را مطرح مي‏كنند كه در صورت شكوفا شدن مي‏تواند كاربردهاي شگرفي در زندگي روزمره و بهبود آن داشته باشد و موجب تعالي انسان گردد.

در عصر كنوني به مدت چندين دهه است كه دانشمندان در زمينه‏هاي فيزيك، زيست شناسي، ژنتيك، روانشناسي، فراروانشناسي و... اين مبحث را مدّ نظر قرار داده و از رهگذر نتايج حاصله، به همسويي‏هايي با باطن‏گرايان شرق دست يافته‏اند.

علم كنوني و در دسترس بشر، به طور روشن و كامل قادر به توجيه و ارائه پاسخي قطعي به پديده‏هاي خارق‏العاده نيست، ولي تحقيقات دانشمندان بخصوص در فيزيك نو راهي به سوي تبيين و درك روح و اعمال خارق‏العاده ناشي از توان ذاتي روح باز كرده است. آنچه در علم ثابت شده وجود نوعي شعور و آگاهي در ذرات بنيادي و انرژي و شعوري فراسوي ماده در كل هستي است.

اين مقاله قصد دارد توانايي‏هاي بالقوه روحي-رواني انسان را مدّ نظر قرار داده و ارتباط آن را با اعمال خارق‏العاده، بررسي كند. دسته‏بندي چنين اعمالي از نظر تفاوت‏ها، چگونگي وقوع و مكانيزم‏شان از ديگر اهداف اين مقاله است.

تعريف اعمال خارق‏العاده

پديده‏هاي فوق طبيعي و اعمال خارق‏العاده شامل پديده‏هايي مي‏گردد كه ماورا ماده و خارج از تبيين فيزيك مكانيكي مي‏باشد و به مجموعه پديده‏هايي اطلاق مي‏گردد كه در حيطه جهان انرژي-آگاهي قرار دارد و علت اصلي آن نيروي ذهني-روحي انسان است.

 

چگونگي وقوع اعمال خارق‏العاده

پديده‏هاي فوق طبيعي از نظر تفاوت در چگونگي وقوعشان، به سه دسته كلي تقسيم مي‏شوند. دسته اول به گروهي از پديده‏ها اطلاق مي‏گردد كه مربوط به روح خداوند است و از طريق اولياء و انبياء و منتخبين خداوند صادر مي‏شود.

دسته دوم شامل گروهي از پديده‏هاست كه انجام آن مربوط به روح فردي مي‏باشد. در اين روش از طريق انجام تمرينات، فنون و تكنيك‏ها، نيروي ذاتي روح را فعال نموده و موجب وقوع پديده‏هاي فوق طبيعي مي‏شوند.

دسته سوم به اعمالي خارق‏العاده اطلاق مي‏گردد كه توسط كارگزاران روحي و غيبي وقوعشان امكان‏پذير است.

الف - همانطور كه گفته شد، دسته اول شامل گروهي مي‏شود كه از اوليا و انبيا و منتخبين خداوند صادر مي‏گردد. افرادي كه به دليل بزرگي و پاكي روحشان واسطه‏هايي بين خداوند و انسان‏هاي عادي هستند. در كتب آسماني نيز از اعمال فوق طبيعي و خارق‏العاده روحي آنان ياد شده است. در حقيقت اين افراد تحت القا روح الهي قرار گرفته‏اند و از اين طريق توانايي‏هاي خارق‏العاده روح آنان آشكار شده، آنها براي نيل به اين قدرت ذاتي تمريني انجام نداده‏اند. نيروهاي طبيعت تحت كنترل آنها و قدرت خداوند پشتيبان كلامشان مي‏باشد. آنها كه روحشان با روح خداوند يگانه شده است بيماري‏ها را شفا مي‏دهند، مرده را زنده مي‏كنند و با تكه ناني گروه بي‏شماري را سير مي‏نمايند...

ب - دسته دوم شامل افرادي مي‏شود كه از طريق روش‏هاي خاص و تمرينات ويژه ذهني و بدني نيروي ذاتي روح خود را فعال نموده و به توانايي‏هايي از قدرت روح خود دست مي‏يابند. هسته مركزي اين روش‏ها بكارگيري نيروي روحي تحت تسلط و كنترل ذهن است. آنطور كه ثابت شده حدي براي توانايي‏هاي بدنمان تحت نظارت ذهن وجود ندارد. اين توانايي‏ها بعداز سال‏ها تمرينات مراقبه و تمركز ذهن، تجسم و تخيل خلاق، تمرينات تنفسي و تمرينات خاص بدني و... حاصل مي‏گردد.

از جمله اين قدرت‏ها كنترل آگاهانه اعمال حياتي غيرارادي بدن مانند آهنگ نبض، تنفس، هاضمه، سوخت و ساز غذا، فعاليت كليه‏ها و... است كه مي‏توانند تحت تأثير اراده قرار بگيرند و به طور دلخواه تغيير كنند.

افراد ماهري كه سال‏ها وقت صرف كرده‏اند، مي‏توانند ضربان قلب خود را تا حد مرگ كاهش دهند و دماي بدن را تا جايي كه در حالت عادي مرگ‏آور است، پايين بياورند و تنفس را به حدود يك بار در هر چند دقيقه برسانند. در اين حالت بدن در شرايطي مشابه خواب زمستاني بعضي حيوانات قرار مي‏گيرد، بنابراين آنها حتي مي‏توانند خود را زنده، بدون بروز آثار سوئي، روزهاي متمادي مدفون كنند و يا واكنش‏هاي بدن را چنان منحرف كنند كه بدون احساس درد، سوزن به اعضا بدن فرو برند و سيخ از چانه و زبان بگذرانند. در حين انجام اين اعمال تحت كنترل روح، دستگاه اعصاب نباتي (سمپاتيك) به طور موضعي حذف شده يا به نحوي تحريك مي‏شوند كه از خونريزي جلوگيري مي‏شود.

از ديگر اعمالي كه توسط روح فردي و نيروي ذهن صورت مي‏گيرد: بي‏وزني، شفابخشي، جابجايي اشياء، تأثيرگذاري از فاصله، تله‏پاتي، خبر دادن از غيب، كنترل و تسلط بر كالبد اختري، همزمان در دومكان بودن، بكارگيري نيروي روحي در هنرهاي رزمي و... مي‏باشد.

در هنرهاي رزمي تايي‏چي و شائولين، به‏كارگيري انرژي روحي و هماهنگي ذهن و جسم موجب مي‏گردد تا قابليت‏هاي مهيبي كسب شود. براي مثال يك استاد تايي‏چي مي‏تواند با ضربه‏اي آرام و ملايم ولي متمركز شخصي را به هوا پرتاب كند و به زمين بزند، درست مانند اينكه نيروي الكتريسيته از وي عبور كرده باشد.

ج- دسته سوم مربوط به انجام اعمال خارق‏العاده توسط كارگزاران روحي (واسطه‏ها) مي شود. در اين روش عامل براساس به كارگيري موجودات واسطه‏اي عمدتاً روحي و انرژيك، موجب بروز پديده‏هاي فوق طبيعي مي‏گردد.

اين موجودات كارگزار را در فرهنگ عمومي به نام‏هاي ارواح، جنيان، موكلان، ملائك و... مي‏شناسيم. استفاده از ارواح امكاني است كه در اختيار انسان قرار داده شده است. براي مثال در كتب مقدس اشارات متعددي مبني بر اقتدار و كنترل بسيار بالاي حضرت سليمان بر كارگزاران بيشمار از جنس‏هاي مختلف و به كارگيري آنها گرديده كه در آني و لحظه‏اي اعمالي خارق‏العاده را به فرمان حضرت سليمان انجام مي‏دادند.

از اواخر قرن نوزدهم به بعد در اروپا و آمريكا تحقيقات گسترده‏اي در زمينه پديده‏هاي روحي و ادراكات فراحسي توسط محققان و دانشمندان برجسته صورت گرفته و نتايج شاخصي نيز حاصل شده است. از جمله دانشمندان برجسته «سر ويليام كروكس» فيزيكدان صاحب نام انگليسي و «آلان كارداك» پزشك فرانسوي را مي‏توان نام برد.

نتايج كلي كه از مطالعه و مشاهده پديده‏هاي مرتبط با ارواح به دست آمده است بدين قرار است:

1- پديده‏هاي مرتبط با روح توسط موجوداتي هوشمند و غيرمتجسد يعني توسط ارواح آزاد پديد آورده مي‏شوند. 2- ارواح آزاد كه موجودات دنياي روحي هستند، همه جا در فضاي بيكران پراكنده مي‏باشند حتي در كنار و در اطراف ما پيوسته رفت و آمد دارند.

3- برخي از ارواح كه در هر دو عالم روحي و جسمي نفوذ دارند، از جمله عوامل نيرومند طبيعت مي‏باشند.

4- هر يك از ارواح به تناسب پيشرفتي كه احراز كرده است، به درجات مختلف نيكي يا بدي و علم يا جهل نائل مي‏گردد.

5- ارواح آزاد در صورت فراهم بودن بعضي شرايط مخصوص مي‏توانند با زندگاني جسماني تماس يابند و احياناً پاره‏اي پديده‏ها را به وجود آورند.

6- ارتباط ارواح با انسان‏ها از مجراي مديوم‏ها (انسان‏هاي واسطه) برقرار مي‏شود وبه نسبت استعداد و قدرت مديوم‏ها، ارواح پديده‏هاي مختلفي را بروز مي‏دهند مانند بلند كردن اشيا سنگين يا سبك، حركت اشياء، ظهور نورهاي مختلف از منبع نامعلوم، ايجاد صدا و تجسد ارواح، آوردن و ظهور شئي از مكان ديگر (پديده آورش) و...

مؤخره

اين امكان وجود دارد كه بسياري از افراد، به راحتي هر لحظه از كنار وقوع اعمال خارق‏العاده و تفاسير و تعابير آنها عبور كنند، اما شكي نيست كه در عصر حاضر، علاقه و توجه جدي نسبت به پديده‏ها و امور ماورالطبيعه، افزايش چشمگيري پيدا كرده است. اين توجه در عصري كه بسياري سعي دارند براي تمامي پديده‏هاي فوق طبيعي، دلايل علمي و مستند ارايه دهند، نويد دهنده آينده درخشاني است.

 




تعداد بازدید : 183 بار


...اخبار مربوط به اعمال خارق‏العاده نه تنها نظر و توجه عموم مردم را به خود جلب كرده است، بلكه محققان و دانشمندان بسياري در جهت اثبات و توجيه و تفسير آنها به‌كار تحقيق و بررسي پرداخ...


 

استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک مجاز است©